کاشفان هیچ

(کاشفان هیچ فریاد برآوردند ما کیمیاگریم)

 
 
نویسنده : محمد شریفی نعمت آباد - ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧
 

 

کمی پس از روشنایی

دمی به تاریکی

میخانه چی گفت

در پیاله هایتان خالی ریخته ام

خالی بنوشید

گفتیم ما از خالی می آییم

صدای پُر می شنویم

شُر شُر ِ ریختن می آمد

چون نگاه کردیم

به جای ما و او

توده ای از مِه بود